close
تبلیغات در اینترنت
عکس های محمدرضا گلزار + بیوگرافی
loading...

گالری عکس

  بیوگرافی محمدرضا گلزار: نام اصلی: محمدرضا نام خانوادگی اصلی: گلزار سمت (در بخش های):  بازیگران، تاریخ تولد: 1354 محل تولد: تهران ملیت: ایران مدرک تحصیلی: لیسانس  مکانیک   بیوگرافی   قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد.…

عکس های محمدرضا گلزار + بیوگرافی

 

بیوگرافی محمدرضا گلزار:

نام اصلی: محمدرضا

نام خانوادگی اصلی: گلزار

سمت (در بخش های):  بازیگران،

تاریخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

مدرک تحصیلی: لیسانس  مکانیک

 

بیوگرافی  

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای بوتیک و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز کرد.

شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم بوتیک نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

 

عکس های محمدرضا گلزار





عکس های محمدرضا گلزار









عکس های محمدرضا گلزار






















 
somayh بازديد : 213 پنجشنبه 3 شهريور 1390 زمان : 14:46 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبليغات
نظرسنجي
شما اگر دوباره بدنیا می آمدید دوست داشتید اهل کدام کشور بودید؟








شما اهل کدام قسمت از ایران عزیز هستید؟








نظرتون راجع به یه عشق تو زندگی؟






دلنوشته های من

به نام خدای مهربون

 

سلام به ترانه ي زندگي كه موسيقي عشق را برايم مي نوازد نه به خواسته ي خودش بلكه به فرمان من.

صدايت را بلند تر از روزهاي ديگر ميشنوم.لحن صدايت با روزهاي ديگر فرق ميكند.

انگار امشب هم مانند تو و با تو هماهنگ شده و ميخواهد چيزي به من بگويد. من براي داشتن تو،لمس گرماي دستانت ،ابراز محبتت لحظه شماري ميكنم.هنگامي كه وجود نازت را ميبينم سردي را در چشمانت حس ميكنم اما با اين حال نميدانم چرا هنوز قلبم را مي خواهم  به دستان تو بسپارم ديوانه ها كه شاخ ودم ندارد يكي از آنها منم.


نسيم شبانگاهي در حال وزش است وهر از گاهي سيلي آرامي را به صورتم مي زند و موهايم را تاب ميدهد گويي بازيش گرفته و من همچنان به تو فكر ميكنم در خيالم با تو شهرها را طي ميكنم مسير ها را،در باران ،در برف،در جنگل،كنار دريا با توام.

اما من ميدانم اينها همه بيهوده است و تو در پي ديگري هستي و من در حال اتلاف عمرم هستم .مگر آدمي تا چه زماني جوان ميماند .اين دوران هم ميگذرد و شايد روزي من به تمام اين نوشته ها با ديده ي حقارت بنگرم و به آنها بخندم ....وشايد هم .....وشايد هم زمانه همه چيز را به نفع من رقم بزند و من در كنار تو در حال نوشيدن چاي باشم...به اميد آن روز

عکس هایی از دوستان


مطالب دوستان

مطالب دوستان

ترانه های مورد علاقه